جکهای ۲۰۱۲ جدید .جدید
پیشاپیش از تمام هموطنان عزیزم بویژه آذری های عزیز معذرت خواهی میکنم نیت خنداندان شماست
دست بوستون هستماشکان!
ترکه وایستاده بوده تو صف اتوبوس، میبینه نفر کناریش یک کتاب کلفت دستشه، روش نوشته فلسفه و منطق. ازش میپرسه: ببخشید قربان، این یعنی چی؟ فلسفه و منطق دیگه چیه؟! یارو میگه: ببین، مثلا شما تو خونتون آکواریوم دارین؟ ترکه میگه: آره. یارو میگه: خوب تو آب این ماهی رو عوض میکنی؟ بهش غذا میدی؟ ترکه میگه: خوب آره. میگه: چرا؟ میگه: آخه اگه بهش غذا ندم که میمیره. یارو میگه: آفرین! پس فلسفه تو از غذا دادن به ماهی اینه که زنده بمونه. ترکه میگه: عجب! خوب حالا منطق چیه؟یارو میگه: ببین شما اگه خواهرت یک شب دیر بیاد خونه،چی فکر میکنی؟ ترکه میگه: خوب فکر میکنم کار داشته، دیر اومده. میگه: خوب حالا اگه شب دوم باز دیر بیاد چی؟ میگه: خوب فکر میکنم رفته خونه اون یکی خواهرم. میگه: حالا اگه شب بعد هم دیر بیاد چی؟ میگه: خوب بهش شک میکنم. یارو میگه: هان! یعنی از لحاظ منطقی شک میکنی که چون خواهرت هر شب دیر میاد، لابد کار بد میکنه. ترکه میگه:آهـان، پس فلسفه و منطق اینه! بعد از یک مدت ترکه میره یه کتاب فلسفه و منطق میخره، رفیقش میبیندش، ازش می پرسه: اصغر! این فلسفه و منطق یعنی چی؟ میگه: ببین شما تو خونتون آکواریوم دارین ؟ رفیقش میگه: آره. ترکه میگه: هان! پس خواهرت جنده ست!!!
ترکه با دوستدخترش رفته بوده پارک. همینطور که دست همو گرفته بودن و راه میرفتن، دختره حالی به حالی میشه، یک چشمک به ترکه میزنه، میگه: قاسم جون، بریم اون پشت مشتا ازون کار بدا بکنیم؟! ترکه میگه: آی گفتی عزیزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم
ترک میره سینما فیلم تایتانیک ر ا می بینه ازش می پرسن فیلم چطور بود؟ میگه: ما نفهمیدیم تایتانیک دختره بود یا پسره
ترکه یه زن ... را بلند می کنه. در همین موقع کمیته از راه می رسه واز ترکه می پرسه: این خانم با شما چه نسبتی دارند؟ ترکه با قیافه حق به جانبی می گه: هیچی دوستیم.کمیته ای به او می گه : بپر بالا. آبجی شمام برو بالا. ترکه می گه : ایشون آبجیته؟.جنده است ها !!!
به ترکه می گن با (انجیر و زنجیر) جمله بساز. ترکه می گه : اگه شانس بیاری زن جیرت می اد.اگه شانس نیاری ان جیرت می آد!!!
ترکه میره جنگ فرداش برمیگرده بهش میگن چرا این قدر زود برگشتی میگه بابا اینا خیلی خرن تفنگ بازی میکنن به قصد کشت
ترکه شش قلو میزاد، هر کدوم از بچهها یه رنگ بودند، بعد از کلی تحقیق میفهمند به جای قرص جلوگیری از اسمارتیز استفاده میکرده
یه روز آدم خوارها ترک رو می ندازنش تو دیگ آب جوش میبینند ترکه داره میخنده میان چرا میخندی میگه ریدم تو آشتون
از ترکه میپرسن عمل ختنه چه نوع عملیه میگه عمل 100% کلاه برداری.
به ترکه میگن علی یارت میگه: ما یارکشی کردیم یارخودت
ترکه کیس کامپیوترشو می بره نمایندگی میگه: آقا این این خرابه می پرسن چرا؟ جواب میده : چند روزه جا لیوانیش بیرون نمی آد
یکروز یک ترک میر لب دریا بعدیک نفر ازش می پرسه می خوای چیکارکنی ، می گه می خوام خودکشی کنم بعد دوباره از ترکه می پرسه پس چرا نمی کنی ترکه میگه می ترسم آب سرد باشه
یه ژاپنی 25 سال عمرشو هدر میده تا غذا خوردن با قاشق رو به یه مورچه یاد میده بعد میره میدون شهرش تا مورچه شو نشون بده ، مردم هم جمع میشن یهو یه ترکه ازراه میرسه و مورچه رو له میکنه و میگه خدا مرگتون بده مورچه هم ترس داشت
به ترکه میگن ساندویچ خوردی میگه آره آخرش مزه کاغذ میده
یک روز یک ترکه ماشینش پنچر میشه شروع می کنه به فوت کردن از تو اگزوز . لره رد میشه میگه همین کارا رو کردین که بهتون میگن ترک دیگه مگه نمی بینی پنجره پایینه
یه ترکی کیسه سیمان گذاشته بود پشت گردنش میبرد ازش میپرسن چرا با گاری نمی بری؟؟ میگه: دفعه قبل که با گاری بردم تایرش گردنمو اذیت میکرد
یک روز یه ترکه سرش را بدون این که آب بزه شامپو میزد . ازش میپرسن چرا بدون آب سرت رو شامپو زدی میگه آخه روی شامپو نوشته برای موهای خشک .
یک ترکی عاشق می شه برای خر همسایه ایجاد مزاحت می کنه
یه ترکه زیاد بلند پروازی میکرده, با ضدهوایی میزننش.
یه بار به یک ترکه میگن چه پستی بازی میکنی؟ترکه میگه ضدحمله
به ترکه می گن با شمشیر جمله بساز. ترکه می گه : فدات شم شیرتو بخور!!!
به ترکه می گن با مردان آنجلوس جمله بساز. ترکه میگه : توالت مردان آن جلوس !!!
به ترکه میگن با خرچنگ جمله بساز، میگه: کره خر چنگ نزن!
ترکه از یکی میپرسه قبله کدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، ترکه میگه: باید خیلی برم؟!!!
از ترکه میپرسن آرزوت چیه؟ میگه: کاشکی تبریز پایتخت بود! میگن: چرا؟! میگه: آخه اون وقت به مامیگفتن بچه تهرون!!!
ترکه تو مانور شرکت میکنه، اسیر میشه!!!
یه بار به یه ترکه میگن نامزدی مثل چی میمونه میگه مثل اینه که بابات برات دوچرخه بخره نذاره سوار شی
به ترکه میگن کی آدم میشی؟ میگه هی من اهل این قرتی بازِِِِِِیها نیستم
یه ترکه میخواسته از خودش عکس بگیره منتها دوربین نداشته بهمین خاطر میاد اتوبان تهران-کرج و با سرعت بالای 120 تا شروع میکنه به دویدن.
ترکه داشته خاطره تعریف می کرده میگه ما سال چهل و دو با دو نفر دعوامون شد البته سال چهل و نه دو نفر خیلی بود!!!!
به یه ترکه میگن تو ترکی , ترکه میگه نه به خدا بیا بگرد
ترکه می خوره زمین، برای اینکه ضایع نشه تا خونه سینه خیز میره!!
ترکه را آدمخورا میگیرندش، رئیس شون میگه: این رو پوستش رو بکنید تا ازش قایق درست کنیم.ترکه چاقو را بر میداره و چند بار فرو میکنه توی شکمش. ازش میپرسن چرا همچین کردی؟ میگه: قایقتون رو سوراخ کردم!!!
به ترکه می گن : سه تا میوه را نام ببر که با سین شروع بشه. ترکه میگه : سیب، سیر، سحر.میپرسن سحر که میوه نیست! میگه: نمیدونی چه هلویی یه!!!
به ترکه میگن: خیلی آقایی .ترکه میگه : ما بیشتر!!
یه روز می بینند یه ترکه دور میدان هی دور میزنه ازش میپرسندچرا این کار را میکنی میگه تقصیر من نیست راهنمام گیر کرده
یک روز یک ترکی داره ماشینش رو میشوره و از پلاک شروع کرده میگن چرا از پلاک شروع کردی میگه دفعه قبل از سقف شروع کردم وقتی رسیدم به پلاک دیدم ماشین مال خودم نیست.
از ترکه می پرسن از کدوم شبکه تلویزیونی خوشت می آید میگه : شبکه سه .میگن : چون شبکه جوان است . میگه : نه ! چون همیشه سه تا نون بربری اون بالاش داره .!
به ترکه میگن چرا موقع دست دادن با دو دست دست میدید . ترکه میگه آخه دست چپ و راست را نمی دانیم برای همین هردو آنرا دراز میکنیم
به ترکه می گن با( شاش)جمله بساز . میگه : ممد رفت شیراز با داداشاش. میگن : نه بابا منظور از (شاش)، جیش است. ترکه می گه : ها بابا زود تر بگو . ممد رفت شیراز با آبجیش !!!
دوتا ترکه کنار خیابان ایستاده بودند ومی گفتند سه نفر در بست راننده ای نگه می داره می گه مگه شما دو نفر نیستید پس چرا میگید سه نفر ترکها می گن مگه خودت نمیای
یک روز 3 تا دراکولا نشسته بودند اولی گشنش شد گفت من رفتم چیزی بخورم. بالهاشو باز کرد و رفت و بعد از 5 دقیقه برگشت تموم دهانش خون آلود بود دوستاش گفتن کجا رفتی؟ گفت اون ساختمون بلند را میبینید؟ گفتند آره گفت رفتم طبقه سوم یک دختر خوشگل آنجا بود خونشو خوردم. دومی دهنش آب افتاد و گفت: ما هم رفتیم و بال زد رفت و بعد از 5 دقیقه برگشت دهنشو صورتش پر از خون بود. بقیه گفتن کجا رفتی؟ گفت اون ساختمان بلند اولی هیچی اون برج بلند دومی را میبینید؟ گفتند آره. گفت:رفتم اونجا دو تا دختر خوشگل بودن خون هر دو تاشون رو خوردم. سومی که ترک بود دید عجب کم آورده هیچی نگفت و بال زد و رفت. 20 دقیقه گذشت اون دو تا دیدند دراکولا ترکه آمد آقا سر تا پا خون. فکشون کش آمد گفتن: بابا ایولا کجا بودی؟ ترکه گفت: وللا اون ساختمون بلند اولی هیچی اون برج دومی هم هیچی اون برج سومی رو میبینید؟ اون دوتا گفتند: آره. ترکه گفت: خوب من ندیدم....!
یه ترکه اسم نویسی میکنه واسه موبایل… میگه : خدا کنه نوکیا در بیاد
ترکه میره چلو کبابی گارسون میاد میگه: چی میل دارین ترکه میگه: یه پرس چلو کباب گارسونه میگه با کمال میل ترکه میگه : نه با سماغ و دوغ!
به ترکه میگن اون پیامبری که رفت تو شکم ماهی اسمش چی بود؟ میگه: پدر ژپتو!!
یک روز یه ترکه میره نارنگی بخره اسم نارنگی یادش نمی یاد بعد می گه آقا به من 2کیلو پرتقال کم باد بده
یک روز یک ترکه 2تا پیراهن مشکی با هم می پوشه بهش میگن چرا 2تا پیراهن با هم پوشیدی میگه آخه پدر مادرم با هم مردن
در تبریز به مناسبت میلاد حضرت علی هر کس اسمش میلاد بوده بهش جایزه میدن!!!!!!
از ترکه می پرسن: بزرگترین چیزی که برای رفع مشکلات بزرگ بشر اختراع شده ، چیست؟ ترکه میگه: دادگاه طلاق !!!
ازترکه می پرسن: چرا وسط قرص ها خط تیره گذاشتن؟ترکه میگه: واسه اینکه اگه با آب پایین نرفت، با پیچ گوشتی سفتش کنند !!!
از ترکه می پرسن: شجاع ترین انسان روی زمین کیه؟ترکه میگه: امام جمعه قزوین!!!
از ترکه می پرسن: آخرین دندانی که در دهان انسان در می آد چه نام دارد؟ ترکه میگه: دندان مصنوعی !!!
از ترکه می پرسن شیشه چطوری ساخته میشه میگه:پشم شیشه میارن واجبی بهش میزنن
از یه ترکه می پرسن جسم شفاف رو تعریف کن . میگه جسمی که از این طرفش بشه اون طرفش رو دید . میگن آفرین حالا یه مثال بگو ؟ میگه نردبون
یه شب ترکه بالا پشت بوم می خوابه سرماش می شه پا می شه در پشت بومو می بنده
ترکه با ضد هوایی یه هواپیما رو می زنه و وقتی خلبانش با چتر پایین می پره، رو به بچه های دیگه می گه: بچه ها فرار کنین ....صاحبش اومد!!!
ترکه نبض بیمار را گرفت و گفت: نمیدانم مریض مرده یا ساعت من خوابیده
یه روز یه ترکه می افته داخل چاه می گه خوب شد تهش سوراخ نبود
ترکه دنبال وام بود. بهش می گن: وام برای چی می خوای؟ می گه : می خوام این لهجه ام رو عمل کنم!!!
ترکه از لهجه اش ناراحت بوده . میگه من باید یک موزیسین درجه یک بشم...میره آلمان و به مدت بیست سال دوره عالی پیانو می بینه و توی ایران کنسرت بزرگی می ده . وقتی کنسرت تموم می شه همه به شدت تشویق می کنن ولی یکی از بین جمعیت داد می زنــــه ( ساقل..ساقل) ترکه می گه من که یه کلمه حرف نزدم این ناکس از کجا فهمید که من ترکم ؟خلاصه یقه طرف رو وسط جمعیت میگیره و می گه : تو از کجا فهمیدی که ماترکیم؟ یارو می گه : آخه همه پیانیست ها معمولا صندلی را با پیانو میزون می کنن ، اما تو وقتی نشستی پیانو رو به طرف خودت کشیدی ، از این جا فهمیدم که ترکی !!!
به یک ترک میگن خر خوبه یا گاو میگه گاو، چرا گاو میگه آدم نباید از خودش تعریف کنه ....
یه ترکه قلکش پرمیشه می ندازه دور
ترکه شب خواب می بینه دعواش شده فردا شب با دوستاش می خوابه
به ترکه گفتن حالا شما راستی راستی ترک هستی؟ ترکه گفت چطور مگه ؟ "بار" داری
ترکه عاشق سیاه پوست بی ریختی می شه ازش می پرسن : تو که این قدر سفیدی چرا عاشق این سیاه پوست بد قیافه شدی؟ ترکه می گه : آخه مشکی رنگ عشقه!!!
ترکه یه خوشه ی انگور دستش بوده هی یه دونه یه دونه انگور ها را می خورده. دوستش که داشته این صحنه را تماشا می کرده میگه : بابا یه دفعه یه مشت انگور بریز تو دستت بعد یهو بریز دهنت . ترکه می گه : هه مگه هلو ئه ؟!!
ترکه بی هوا می ره تو اتاق خفه می شه
یه ترکه میره اصفهان پولکی میخره وقتی میخوره میگه ایلده چیبس شیرین ندیده بودیم
ترکه می ره سیرک، میبینه که مرد مرتاض دهن سوسمار را باز کرده و آلتش را در دهان سوسماره می گذاره و دهن سوسمار را می بنده و وقتی که دهن سوسمار را باز می کنه، همه می بینن که آلت مرتاض سالم مونده. مرتاض به مردم می گه : کی میتونه این کار رابکنه؟ ترکه می گه : "من" ولی من دهنم به اندازه سوسماره باز نمی شه!!!
ترکه ادعای پیامبری می کنه. یکی بهش می گه: بابا لااقل برو توی یه غاری، چیزی شاید جبرئیل آمد و... سه چهار روز بعد ترکه با سر و کله شکسته و خونین و درب و داغون می آد پیش رفیقش . دوستش می گه: چرا اینجوری شدی؟ ترکه میگه: ما رفتیم توی غار ولی ایلدا جبرئیل با قطار از توی غار اومد بیرون!!!
از ترکه می پرسن: حضرت موسی کی به رسالت رسید؟ترکه می گه: والله نمی دونم.من پل سید خندان پیاده شدم!!!
از ترکه میپرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم… اونم نه!
به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟! میگه: والله من اولش که ترک نبودم، تو بیمارستان با یه بچه ترک عوض شدم!
ترکه تو اتوبوس یه دختره خوشگل رو میبینه، پیاده که میشه شماره اتوبوس رو بر میداره!
ترکه میاد تهران، یه دختر خوشگل میبینه، بهش میگه: خانم این دوست دختر که میگن شمایین؟!
یک گروه از محققین انسان شناسی داشتن روی تفاوت مغز نژادهای مختلف انسان تحقیق میکردند، اول مغز یک آمریکاییه رو باز میکنند، میبینند ای بابا اینا اینقدر با الکترونیک و کامپیوتر ور رفتن که تو مغزشون پر شده از IC و مدارهای الکترونیکی. خلاصه میترسن دست به یک چیزی بزنند خراب شه، زود مغز یارو رو میبندند. بعد مغز یک ژاپنیه رو باز میکنند، میبینند ای بابا این وضعش از آمریکاییه هم خراب تره و مغزش شده پر از مدارای نوری و چیزای عجیب غریب، خلاصه مغز این رو هم جرات نمیکنند دست بزنند. بعد جمجمه یک ترکه رو باز میکنند، میبینند تو ش فقط یه دونه سیم ازین ور جمجه رفته اونور. باخودشون میگن: خوب ما اینو قطع میکنیم، اگه دییدم خیلی ضایع شد، فوقش دوباره وصلش میکنیم! خلاصه سیمه رو قطع میکنند، یهو گوشای ترکه میافته!
ترکه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. ترکه میگه: پس من میخونم یادداشت کنین!
ترکه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ ترکه کلی فکر میکنه، بعد میگه: تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!
ترکه پسرش رو میفرسته ژیمناستیک، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت میکنه. یک روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان خرک استفاده میکنند!
از ترکه میپرسن شما همتون اینقدر ساده این؟ میگه: نه بابا، راهراهمون تو آفریقاست!
از ترکه میپرسن شما تهرانی هستین؟ میگه: نه چشماتون قشنگ میبینه!
ترکه تو مانور شرکت میکنه، اسیر میشه!
ترکه میره مغازه میگه: آقا یه بیسکویت خوب بدین. بقاله میگه: ساقه طلایی خوبه؟ ترکه میگه نه. میگه: ویفر خوبه؟ میگه نه . میگه گرجی خوبه؟ میگه نه. میگه: مادر خوبه؟ ترکه میگه: قربان شما، دست بوسن!
ترکه بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه !
یه زنه انگلیسیه و یه ترکه تو آسانسور بودن. زنه شروع میکنه لخت شدن و به ترکه میگه: یه کاری کن که احساس کنم واقعاً زنم، ترکه هم شروع میکنه لباساشو در میاره، بعد مینداز شون جلوی زنه، میگه: اینا رو بشور بعد هم اتوشون کن!
ترکه تو قایق بوده تو دریا یه دفعه یه پری ماهی میاد بهش چشمک میزنه. ترکه میگه: جل الخالق! ما اسبماهی دیده بودیم، سگماهی دیده بودیم، فیلماهی دیده بودیم، اما دیگه جنده ماهی ندیده بودیم!
ترکه مادر پدرشو میکشه، ازش میپرسن: چرا این بدبختا رو کشتی؟ میگه: بعد از چهل سال به رابطه کثیفشون پی بردم!
خبرنگاره میره جبهه جنگ گزارش تهیه کنه، یک ترکه رو گیر میاره ازش میپرسه: برادر شما اینجا چیکار میکنین؟ ترکه میگه: زرشک پاک میکنیم! خبرنگار میپرسه: پس تو کار آشپزخونهاید؟ ترکه میگه: نه بابا! اینجا یک تابلوهایی زدن روش نوشتن: کربلا ما داریم میاییم، زیر این تابلوها ملت مینویسن زرشک! ما اونها رو پاک میکنیم!! خبرنگار میگه:کــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقیمه! دوباره میپرسه: شما اینجا امداد غیبی هم دارین؟! ترکه میگه: بله، هر از چند وقتی یک توپی، خمپارهای میاد میافته توی سنگر، هفت هشت نفر غیب میشن! خبرنگار داد میزنه: کــــــــــــات! بابا این چه وضعشه! درست جواب بده. ترکه میگه: آخه شما میپرسی، من هم جواب میدم دیگه! یارو میپرسه: برادر شما اینجا ایثار هم میکنین؟ ترکه میگه: والله عیسی رو نه ولی یه موسی داریم همه میکنن!
از ترکه میپرسن: نظرت در باره دوران نامزدی چیه؟ میگه: ای بابا! مثل اینه که بابات برات دوچرخه بخره ولی نگذاره سوارش بشی!
ترکه رو داشتن به جرم قتل زنش محاکمه میکردن، دادستان میگه: سنگدل! تو وقتی داشتی زنت رو میکشتی، ندای وجدانت رو نشنیدی؟! ترکه میگه: نه والله! از بس که این زنیکه جیغ و داد میکرد مگه میذاشت ما چیزی بشنویم؟!
ترکه دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته میبرده بالای ساختمون. صاحبکارش بهش میگه: تو که فرقون داری، چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! ترکه میگه: ایلده اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت میکرد!
ترکه با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع میکنه دویدن طرف تماشاچیا. ترکه یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: بابا خجالت بکش! این فیلمه. ترکه میگه: زن! من و تو میدونیم فیلمه، گاوه که نمیدونه!
ترکه میخواسته گردو بشکنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!
ترکه میره ساندویچی، میگه: ببخشید بندری دارید؟ یارو میگه: بله. ترکه میگه: پس قربون دستت، بگذار یک حالی بکنیم!
وسط اردبیل یه چاهی بوده، هی ملت میافتادن توش،زخم و زیلی میشدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار میکنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن. یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس میگذاریم بغل این چاه، هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا میکشن..آفرین! ایول! دمت گرم! یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید! آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده. ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال میکنن، کف میزنن سوت میکشن، که ایول بابا تو چه مخی داری! یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن خر، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب میکنن،میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر میکنیم، میریم نزدیک یک بیمارستان یک چاه میزنیم!
ترکه میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره!
ترکه دوتا دزد میگیره، زنگ میزنه به 220!
از ترکه میپرسن آرزوت چیه؟ میگه: کاشکی تبریز پایتخت بود! میگن: چرا؟! میگه: آخه اون وقت به مامیگفتن بچه تهرون!
ترکه از یکی میپرسه قبله کدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، ترکه میگه: باید خیلی برم؟!
ترکه چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد میگه: دو تا آرزو بکن. ترکه میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، ترکه یکم میخوره میگه: به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده!
ترکه یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن کم میاره!
به ترکه میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!
ترکه کلاسه رقص میذاره ور شکست میشن میرن تحقیق میکنن میبینن سر کلاس شاباش میداده
دو تااصفهانی دراز کشیده بودند یکیشون داشته خمیازه می کشیده اون یکی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا بزن
ترکه:آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت میکوبید به دیوار خونمون! دوستش:عجب آدم های مردم آزاری پیدا میشن.حتماً نذاشتن بخوابی؟ ترکه:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شیپور تمرین می کردم
استاد دختررو میبره پای تخته میگه دستگاه تناسلی زن رابکش دختره خجالت میکشه سرشو میندازه پایین پسره میگه ببخشید استاد داره تقلب میکنه
ترکه روی ریل راه اهن میخوابه بهش میگن چرا اینجا خوابیدی ؟ میگه میخواهم خود کشی کنم. میگن بس اون نان بربری چیه دستت؟ میگه بر فرض قطار نیامد من اینجا از گشنگی بمیرم
دختره میره تو کتاب فروشی میگه آقا ببخشید کتاب برتری زن بر مرد دارین؟ مرده نگاش میکنه میگه خانم شرمنده ما اینجا رمان تخییلی نمیفروشیم.
ترکه داشت گریه می کرد. باباش پرسید چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدونی
بچه ترکه از پدرش میپرسه: بابا، ماه نزدیکتره یا اصفهان؟ ترکه میزنه پس گردنش و میگه: آخه پدرسگ، معلومه دیگه، مگه تو از اینجا میتونی اصفهان رو ببینی
اگر اصفهانی برات یه اس ام اس (پیامک) داد ، بدون که به یادته ، اگردو تا اس ام اس (پیامک) فرستاد بدون که خیلی خاطرت می خواد ، اگر سه تا اس ام اس (پیامک) فرستاد ، بدون که موبایل مال خودش نیست
برای صرف جویی در مصرف سوخت از خانمهای عزیز خواهشمندیم با اولین بوق سوار شوند